السيد موسى الشبيري الزنجاني

4283

كتاب النكاح ( فارسى )

توجيه ديگرى كه كاشف اللثام مطرح كرده اين است كه مراد از موصى اليه جدّ يا امام عليه السلام باشد ، به اين اعتبار كه خداوند به اجداد يا امام عليه السلام سفارش كرده كه در كار صغار دخالت كنند . ولى روشن است كه اين توجيهات اصلًا عرفى نيست . « 1 » 3 - توجيه استاد ( مد ظلّه ) درباره « موصى اليه » كلمه « اوصى » و « وصىّ » كه به معناى وصيت بعد از مرگ به كار مىرود ، اصطلاحى است كه در بين فقهاء رايج شده ، ولى در اصل لغت و عرف سابق و اطلاقات قرآنى اين ماده به معناى مطلق سفارش مىباشد ، خداوند در قرآن وصيت را به خود نسبت داده مىفرمايد : وصيكم اللَّه و وصينا و . . . ، روشن است درباره خداوند مرگ تصوير ندارد ، پس وصيت به معناى سفارش بعد از مرگ نيست ، بلكه به معناى عام مطلق سفارش مىباشد و در عرف كنونى هم كلمه توصيه همين معنا را حفظ كرده است . در روايات بحث ما نيز مىتوان « موصى اليه » را به اين معنا گرفت . در توضيح اين احتمال مىگوييم كه مصاديق ذكر شده براى « الَّذِي بِيَدِهِ عُقْدَةُ النِّكاحِ » در روايات ، همچون اب ، اخ ( كه ما آن را به اخ مأذون و وكيل حمل كرديم ) ، و الّذى يبيع و يشترى ( كه ما آن را به معناى وكيل زن گرفتيم ) همگى مربوط به زن مىباشد يعنى اب زن ، اخ زن ، وكيل زن ، ما موصى اليه را هم مىتوانيم به معناى موصى اليهِ زن معنا كنيم ، يعنى كسى كه زن به او در امر تزويج سفارش كرده است . در اينجا اين سؤال پيش مىآيد كه فرق بين « موصى اليه » ، و « الّذى يبيع و يشترى » بنابر تفسير ما از اين دو عنوان چيست ؟ پاسخ سؤال اين است كه « موصى اليه » وكيل خاص در امر تزويج است ، و « الّذى يبيع و يشترى » ، وكيل عام زن در كارهاى خود از

--> ( 1 ) - ( توضيح بيشتر ) بويژه در توجيه اخير ، مجرّد سفارش الهى به اجداد يا امام عليه السلام در حق صغار سبب نمىگردد كه ما روايت را به اين موارد اختصاص دهيم ، از سوى ديگر بدون هيچ قرينه‌اى مراد از موصى اليه ، موصى اليه را خداوند بگيريم و مراد از وصيت را وصيت حضرت حق بدانيم .